محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
686
خلاصة الحكمة ( فارسى )
[ تبصره ] : و بدان كه در نوع اوّل زيتى كه « قرشى » او « 1 » را ذوبانى گفته ، اگر با آن غسالى نيز باشد ، ردى [ است ] . و در مرض سلّ و قولنج به سبب ذوبان لحم و پيه گرده مىباشد و قصور قوّهء مميزهء كبد و بول زيتى ذوبانى كه بعد از بول اسود ظاهر گردد علامت قرب موت است و زيتى غير ذوبانى بعد از بول سياه گاه دليل خير است و بول زيتى ذوبانى كه در امراض حادّه روز چهار ظاهر گردد منذر بموت در روز هفتم است . قسم سوم : ارجوانى است و آن رنگى است مركب از صفرت و خضرت كه عارض مىگردد « 2 » آن را سواد و رَدى قتال است به جهت آنكه دليل احتراق بر احتراق است يعنى از شدت حرارت در اخلاط احتراقى بهم رسيده و ثانيا در آنها نيز احتراق ديگر . قسم چهارم : بول احمرى است كه در آن سياهى باشد يعنى خوب مخلوط بدان نباشد و اين دليل بر حميات مركبه و مختلفه است و سبب حصول آن لون در حميات مذكوره آن است كه حمى مركب و مختلف از اختلاط اخلاط « 3 » كثيره بهم رسد و اختلاط و اجتماع اخلاط و هيأت مجموع آنها سرخ مىباشد به سبب غلبه خون بر همه و به سبب كثرت حرارت حمى سواد در آن طارى مىگردد و نيز بول مذكور علامت حميات عارضه از اخلاط غليظه است به جهت آن كه مواد حميات مذكوره به جهت كثافت و غلظت قريب به سواد مىباشد و به سبب حرارت حمى كه ملطف مواد و مكثر صفراست ميل بحمرت مينمايد و نيز مىتواند بود كه در امراض دمويه به جهت احتراق در بعض اجزاء چون بول احمر مايل به سياهى گردد . و بدان كه سيد اسمعيل جرجانى در ذخيره گفته كه رنگهاى مركب آنچه ظاهر است دوازده است . يكى : سبز . دوم : آسمان گون . سوم : زيتى . چهارم : نيلگون . پنجم : ادكن . ششم :
--> ( 1 ) . ب : آن . ( 2 ) . ب : گردد . ( 3 ) . الف : ( اخلاط ) حذف شده .